شب زیبایی بود

آن شبی را كه در آن حس كردم

دل من پر زد و سویت آمد

آن شبی كز سر شب تا به سحر

بلبل باغ دلم نغمه برایت میزد

هیچ یادت هست ؟

آن شبی را كه در دیدگانت چه تب آلود چه مست

رفت تا عمق دلم را كاوید

حالیا رفته ای و باز منم 

كه به یاد تو و آن عشق عزیز

گفته ام باز به آن نقطه به شب

رفته ام تا كه بجویم دل پر مهرت را

رفته ام تا كه بجویم نور پر مهر سیه چشمت را

ولی افسوس كه دیگر حتی

سایه ای زان رخ پر مهر توام نیست كه من بسپارم به هوایش دل

 را . . . . . .

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 9 آبان 1389    | توسط: فرتاش شهبازی    |    نجوای دل()